11 تصویر رو از بین صدها عکس انتخاب کردم. تقدیم به همه کلاتی های عزیز٫
نوشته های روزانه ابوالفضل رحمانی کلات
11 تصویر رو از بین صدها عکس انتخاب کردم. تقدیم به همه کلاتی های عزیز٫
این هم تصویر تعدادی از هم کلاسی ها که به کلاه یکی از دوستان مجهز و مزین شده، عکس انداخته اند!!
از بالا به ترتیب از سمت راست: من (ابوالفضل رحمانی کلات)، احمد همتی، حسین علی یاری، بهنام حاتمی، مهدی کاظمی،محمدیان و تاج محمدی
تورا نگویمت آقا که خانمی شاید . . . . مرا رعایت ادب لزوم می باید
تو که بخوانده ای وبلاگ من با ناخن . . . . نظر دادن و بنوشتنش فراموش مکن
به بنوشتن نظر مکن تردید . . . . که خواندن نظرت خالی از لطف نبید
وگرنه به لعن من دچار آیی . . . . هرچند که خود را به من ننمایی
این رو هم نوشتم برای دوستانی که می آیند و می خوانند و بهره می برند و نظر نمی دهند.
نوشته شده در جمعه دهم اسفند ۱۳۸۶ساعت ۲۰:۳۳ در وب نشست بلاگفا!
درود
هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
تا منتهای کار من از عشق چون شود
سپاهی عزیز امیدوارم که سلامت باشید. خوشحالم که هنوز دوستان دلسوزی چون شما را در اطراف می بینم. امید که ایزد نگاهدار ارزشهایمان باشد. از این زمان و مجریانش که خیری نمی رسد جز شر. سپاهی عزیز هربار دیدن وبلاگ پرمغزتان بر امید من برای بودن می افزاید. درود می فرستم بر تمامی کسانی که در عرصه روشنگری می کوشند و بر مردمانی جهل آلود لباس علم می پوشند. و چه پسندیده است روشنگری اذهانی که غبار جهل برایشان نشسته و چه پر ثواب نشان دادن راهی به گمراهی.
ایزد نگاهدارت.
هر کجا هستم باشم. آسمان مال من است
نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۸ساعت ۱۷:۱۲ در وب نشست بلاگفا!
عمل و رفتار هرکس به اندازه شعور و دانایی و آگاهی اوست. این اولین جمله ای بود که امروز استاد (ج.ه) سر کلاس به زبان آورد.
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۸ساعت ۱۰:۴۴ در وب نشست بلاگفا!
بت پرست!
عمری است ما برای دل بت پرست خویش
بت می کنیم بت شکنان را به دست خویش!
ما کشته ی ارادت کوریم و بی دلیل
جان می دهیم بر سر عهد الست خویش!
ما را دو چشم بسته و یک شوق کافی است
تا دل اسیرمان کند و پای بست خویش!
تنها تمام در قدم مرگ می شود
رنجی که می بریم از این طبع پست خویش!
در قوم ما به ضرب تبر هر که بت شکست
پیروز می شود به بهای شکست خویش
بت می شود دوباره خودش باز٫ ناگزیر
در انتظار ضربه ی دستی به هست خویش!
افسوس! آن که بت شکنی یادمان دهد
یادش به باد می رود از ضرب شست خویش
روزی که بت به باده پرستی رها کنیم
خواهیم شد چو خوشه ی انگور مست خویش!
علیرضا سپاهی لایین
نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱۴:۵۴ در وب نشست بلاگفا!
چقدر خوب شد که ما ایرانیها از دروازه تمدن رد شدیم ها! چقدر خوب شد که ملت ما اینهمه تمدن دارند! چقدر خوب شد که ملت بزرگی هستیم و چقدر خوب تر که همیشه در صحنه ایم!!
چه حالی می کرد حسین آقا (هم اتاقی فعلی مان در بجنورد) وقتی که با آب و تاب تعریف می کرد و می خندید. وقتی از نذر یک تنور نان محلی یک روستایی برای سلامتی جومونگ خان می گفت و می خندید! وقتی از دعوای کارمند ثبت احوال با مردی که قصد داشت اسم پسرش را جومونگ بگذارد می گفت و می خندید. دلم به درد آمده! از اینهمه به هم خندیدن. از اینهمه بی تفاوتی. از اینهمه بی دینی. از اینهمه جهل.
به شک مانده ام! نمی دانم از دروازه تمدن رد شدیم یا ردمان کردند! نمی دانم تمدن ساز بوده ایم یا …
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱۸:۵۲ در وب نشست بلاگفا!
ایرانیان و به ویژه برخی از خاندانهای ایرانی از همان ابتدای فتح ایران توسط اسلام و با توجه به نیاز اعراب به گرداندن سرزمین های مغلوبه به دیوانسالاری و سازمان حکومت های محلی راه یافتند. با وجود گذشت یک قرن و اندی عباسیان نیز از این قاعده مستثنی نبودند و حتی نیاز به رجال ایرانی در اداره امور ممالک ایرانی تا قرن ها پس از آن نیز مشهود است. از این رو در این مقاله به برسی خاندان ایرانی برمکیان که نقش بسزایی در اداره امور و مملکتداری عصر عباسی داشته اند پرداخته می شود.
. . .
به بهانه اولین کنفرانسم در دوره کارشناسی ارشد تاریخ - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱۰:۱ در وب نشست بلاگفا!
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
با درود بر همه پارسایان پارسی زبان که نوروز برایشان تجلی گاه و جلوه گریست از آنچه همه به یکسان داریم. جشن باستانی نوروز بر تمام اهوراییان سرزمین پاک آریا فرخنده باد. باشد که رسیم به آنچه خوب است از پندار و گفتار و رفتار نیکی که زرتشت بفرمود. خرد پاسبان تن و نگاهبان جانتان باد.
نیک زی – به زی – شاد زی

جاتون خالی یه ساعت قبل از تحویل سال با حسین آقا (هم اتاقی جدیدمان در بجنورد) رفته بودیم باغ و از فضای سبز لذت ها بردیم. واقعا صدای روییدن علفها رو میشنیدم. کلی هم عکس انداختیم. چقدر راحت کردن این دوربینهای دیجیتال آدم ها رو.
هر چند که قبل تحویل سال همه به جنب و جوشند اما همین که سال تحویل میشه و چند روزی که میگذره و از مهمونداری که فارغ میشیم می بینیم که این عید هم چیز زیادی و فرق چندانی نسبت به عید سال قبلی نداره!! باز هم آهی از ته دل که هر سال میگیم دریغ از پارسال!! تازه بعضی ها حال همون آه کشیدن رو هم ندارن!!
نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱۴:۴۰ در وب نشست بلاگفا!
به خدا به به و چه چه دارد. آخر کجای دنیا اینهمه غریب افتاده این فرهنگ. در شمالگان و جنوبگان و اروپا و آفریقا و ینگه دنیا و حتی مریخ و ماه ، ایران و ایرانی را می شناسند و فرهنگ ایرانی را ارج می نهند و برای ما احترام قائل می شوند. گمان نمی کنم فرهنگ و تمدن ایران در هیچ کجای دنیا به اندازه خود ایران و در هیچ کجا برای کسی به اندازه ای که برای خود ایرانی غریب و نا مانوس است ناشناخته باشد.
جالب اینجاست که کهن ترین تمدن دنیا و کهن ترین دولت ها و کهن ترین قوانین انسانی و حقوق بشر و خلاصه ترین ترین تاریخ از آن ماست. اما نمیدانم چرا هر چه جدید و به روز تر و مدرن تر و به قولی آنچنانی است مال از ما بهتران و مردمان ینگه دنیاست و مرغ ما غاز از آب درآمده ؟ گذشته از آن ما حال از آن شما!
نمیدانم این برنامه عمو قناد را دیده اید یا نه ؟ همان که صبح جمعه ها کودکان از همه جا بی خبر را پای جعبه جادو می کشاند و چیزهای خوب خوب یادشان میدهد. راستش را بخواهید ما هم گاهی گریزی به کودکی ها و کارتون ها و برنامه های کودکان می زنیم که این هفته متوجه حضور پر جلوه و ویژ جناب آقای زورو در برنامه عمو قناد یا به اصطلاح “فیتیله جمعه تعطیله” شدیم! مثل این که این آقای زورو و الاغ وفادارش به حضور در تبلیغات برای بانک برره قناعت نکرده و ورود به برنامه کودکان را نیز خالی از لطف ندانسته اند! زوروی فیتیله ای ! گمان نکنید خدایی ناکرده بنده قصد اسائه ادب به جناب زورو را داشته یا از روی حسادت این چیزها را می نویسم. نه آقا. به سبیل مبارکشان باور کنید اصلا دوست ندارم ایشان را از خودم برنجانم و ایشان پشت تمبان ما را با علائم اختصاری و تجاری و نقاشی و حکاکی تزئین بفرمایند. حرف دل من این بود که چرا هویت ایرانی را نادیده گرفته و به تبلیغ اسطوره ساختگی غرب مشتاقانه تیزر تبلیغاتی و برنامه کودک و … ساخته و به خورد فرهنگ بیمارمان می دهیم. بنده مخالف حضور زورو در تلویزیون نیستم. ولی این حضور زمانی عقلانیست که ما آرش کمانگیر و آریوبرزن و رستم ها را به همگان شناسانده باشیم و بدانیم که این حضور تاثیر منفی بر هیچ یک از ارزشهای ما نخواهد داشت. چرا که عیاری را نادیده می گیریم و زوروئیسم غربی را به صورت غیر مستقیم تبلیغ می کنیم. بعدش هم بوغ و کرنا را پر از داد مبارزه با تهاجم فرهنگی می کنیم در حالی که در رسانه ملی مان آثار آن به وضوح مشهود است. راستش را بخواهید ما از تاریخ فقط ۵ حرف الفبایی آن را درک کرده ایم. و این کلمه دهن پرکن را توی سر این و آن می زنیم. در حالی که نتیجه چیز دیگریست.
گذشته مال ما و حال مال دیگری ! از گذشته هم پزش مال ما و بقیه مال دیگری ! واقعا هم جز پز دادن به گذشته مان بهره دیگری از آن نبرده ایم.
این را نوشتم و یادم از ناصرالدین شاه آمد که هنگامی که اجازه حفاری در جنوب را به باستان شناسان فرانسوی می داد شرط کرد که آنچه از طلا و نقره کشف شود به دربار قاجار و مابقی به کاوشگران برسد!
اصلا مارا چه به اینگونه حرفها ؟ به قول یکی از آشنا ها تو هم بیکار بودی رفته ای تاریخ خوانده ای ؟ گیرم دانستی آن قدیمها چه خبر بوده چه نفعی برای حال ما دارد ؟ پسر جان الان عصر اتم است و تو دنبال فسیل و سنگنوشته و کوزه شکسته ها رفتی که چه ؟ می رفتی مهندس می شدی دو دانه آجر روی هم بگذاری تا دردی از مملکتت دوا کنی. اصلا تو می دانی عصر اتم یعنی چه؟
نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۷ساعت ۲۰:۱۷ در وب نشست بلاگفا!