شهریار کیست؟

شهریار

 بو دنیا فانی دیر فانی           بو دنیاده قالان هانی

داود اوغلو سلیمانی           تخت اوستوندن سالان دنیا

سنین بهره ن یین کیم دیر؟     کیمینکی سن ؟ییه ن کیم دیر

سنه دوغرو دییه ن کیم دیر؟     (یالان دنیا یالان دنیا)

سنی فرزانه لر اتدی      قاپیپپ دیوانه لر توتدی

کیمی الدی کیمی ساتدی      ساتان دنیا الان دنیا

اتی ازل داغا سالدیق     یورولدوقجا دالی قالدیق

اتی ساتدیق اولاغ الدیق     یه هر اولدی پالان دنیا

بیری اینا بیری پاسدیر     بیری ایدین بیری کاسدیر

گئجه طوی دیر سحر یاس دیر    گول اچدیقدا سولان دنیا

ایگیت لرین باشین یئیه ن    قوجالار بوز باشین یئیه ن

قبیر لرین داشین یئیه ن     ئوزو یئنه قالان دنیا

نه قاندین کیم گول اکندیر       کیم قیلیج تک قان توکندیر

تیمور هله کوره کن دیر        چنگیز جانین الان دنیا

یامان قورقو ییغیلایدین       طوفانلاردا بوغولایدین

نولیدی بیر داغیلایدین     بیزی درده سالان دنیا

چاتیب سندن کوچن کچدی     اجل جامین ایچه ن کئچدی

اولان اولدی کئچن کئچدی     نه ایستیردین اولان دنیا

بوغولایدین اولان یئرده      دوغوب خلقی بوغان یئرده

اوغول نعشین اوغان یئرده    انا زولفون یولان  دنیا

استاد محمد حسین شهریار

 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۷ساعت ۹:۴۷ در وب نشست بلاگفا!

 

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ – ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدربابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد.

در ایران، روز وفات این شاعر بزرگ معاصر را روز ملی شعر نام‌گذاری کرده اند.

زندگی

شهریار به سال ۱۲۸۵ درتبریز متولد شد. دوران طفولیت را در روستای مادری قیش قورشاق و روستای پدری خشکناب در بخش قره‌چمن آذربایجان ایران سپری نمود. پدرش حاج میر آقا خشکنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد.

حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس از سفر اجباری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی فوت کرد. او به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد.

دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.

در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود حیدر بابایه سلام را می‌سراید. گفته می‌شود گه منظومه حیدرباباً در شوروی به ۹۰ درصد زبان‌های جمهوری‌های آن ترجمه و منتشر شده‌است.

در تیر ماه ۱۳۳۱ مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ماه ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند، دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی هستند.

شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷، شعرهایی در مدح امام خمینی و خامنه‌ای و نیز هاشمی رفسنجانی (انتشار پس از مرگ شهریار) سرود.

شهریار در روزهای آخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۱۳۶۷، بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرا در تبریز دفن شد.

عشق و شعر|

وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی، جز آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومه حیدربابایه سلام، سروده شده به سال ۱۳۳۳، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود.

گفته می‌شود، شهریار سال آخر رشته پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانواده دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این که فقط یک سال به پایان دوره ۷ ساله رشته پزشکی مانده بود ترک تحصیل کرد. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و همراه شوهرش به عیادت محمد در بیمارستان می‌رود[روایت به اشکال مختلف]. شهریار پس از این دیدار در بیمارستان شعری را که بخشی از آن در زیر آمده‌است، در بستر می‌سراید. این شعر بعد‌ها با صدای غلامحسین بنان به صورت آواز خوانده شد.

 آمدی، جانم به قربانت، ولی، حالا چرا؟            بی‌وفا، حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی            سنگدل، این زودتر می‌خواستی، حالا چرا؟

نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده‌ایم            دیگر اکنون، با جوانان ناز کن، با ما چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند            در شگفتم من، نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟

در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین            خامشی شرط وفاداری بود، غوغا چرا؟

شهریارا، بی‌جیب خود نمی‌کردی سفر            این سفر، راه قیامت میروی، تنها چرا؟

 

شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می‌شود. به صورت جدی به شعر روی می‌آورد و منظومه‌های زیادی را می‌سراید.

آثار شهریار

•           حیدر بابایه سلام، شعر ترکی

•           کلیات محمد حسین شهریار، مجموعه اشعار به زبان فارسی

 

گل و شمعم به مزار دل خونین آمد

گفت پاشو که مسیحات به بالین آمد

ناخدا نوح نبی بود که کشتی نجات

راه طوفان زد و با بار دل و دین آمد

قاصد کوی خدا را چه بنامیم ای دوست

چه به از آنکه به سر سوره یاسین آمد

یارب این شاخه گل از شش جهتش دار نگاه

این دعا کردم و از شش جهت آمین آمد

جشن این کوکب و این کوکبه ی قدسی را

همه آفاق به آئینه و آیین آمد

نامه ات با خط و خال ختنی هر جا رفت

گوئیا قافله ی نافه اش از چین آمد

آیتی خواندم از این نسخه ی قانون که شفاست

چشم خود بینم از این سرمه خدا بین آمد

خبری بود به یعقوب که یوسف در مصر

مژده ای بود به فرهاد که شیرین آمد

نوشی از داروی سیمرغ به سهراب رسید

یا که ویس از پی پرسیدن رامین آمد

شهریار این غزل طرفه به تلقین سروش

چون رقم خواست زدن خواجه به تحسین آمد